ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ

وداع با محرم و صفر - تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی
سفارش تبلیغ
صبا

قالب وبلاگ

codebazan

تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی

درباره ما


پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی

نویسندگان

آمار بازدید وبلاگ

بازدید امروز :1003
بازدید دیروز :1297
کل بازدید ها :4868898

در محضر قرآن

سوره قرآن

در محضر شهداء

وصیت شهدا

مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

مطالب اخیر

لینک دوستان

آرشیو مطالب

عاشورا

دانشنامه عاشورا

احادیث موضوعی

حدیث موضوعی
تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی

هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم
دوباره سر شود آتش از آتش جگرم

غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا
دو غصه می شود و بیشتر زند شررم

نمی توانم باور کنم، خدا! دارد
تمام می شود امشب محرم و صفرم

بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر
که جان سالم از روضه ها به در نبرم

کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم
از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!

تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم
تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم

مرا جدا نکن از جامه عزا آقا
اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم

مقیم روز و شب کوی روضه بودم من
بدون روضه درین روزگار در به درم

خدا کند زمان زودتر گذر کند و
برای فاطمیه جامه عزا بخرم

بیا و امشب از مشهد الرضا آقا
به کربلا برسانم مرا ببر به حرم
***محمد بیابانی***


نویسنده حبیب در شنبه 91/10/23 | نظر

بوی فراق می دهد این گریه های من
ماتم گرفته شال سیاه عزای من

شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام
آقا ببخش در گذر از این خطای من

با زعفران شهر خراسان نمی شود؟
رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟

از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام
چیزی نمانده مثل شما از صدای من

با نوحه های این دهه ی آخر صفر
شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من

ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده
بعد از دو ماه چه شد کربلای من؟

سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام
این چشم خیس،چشمه ی آب بقای من

من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم
جایی گرفته حضرت زهرا برای من
***وحید قاسمی***

مرا هم دعایی . . .


نویسنده سائل در پنج شنبه 89/11/14 | نظر

پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام
هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاکران
تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام

بعد از دو ماه که در مطبت هستم ای طبیب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

مرهم برای درد دلم اشک روضه بود
اینگونه بوده اشک دمادم گرفته ام

شبها چقدر گم شده ام بین کوچه ها
وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام

از مادرت بپرس ، نوکریم را قبول کرد ؟
آیا برات کرببلا هم گرفته ام ؟

افسوس می خورم که زخیرات سفره ات
از دست مهر مادرتان کم گرفته ام

دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت
خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام
***
ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را
شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام
***یاسر مسافر***


نویسنده سائل در پنج شنبه 89/11/14 | نظر

"شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت
به گریه گفتمش آری و چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت"
***
ایرج دهقان***

***
امید ترک گنه، فرصت صعود گذشت
مجال عرض ارادت به آن وجود گذشت

بهار روضه ی غم بود و اشک بود عزا
بهار رفت و عزا رفت و هر چه بود گذشت

دو ماه مستی ما طی شد و ندیدیمت
چقدر جمعه دمید و ولی چه سود گذشت

دو ماه هر شبه مهمان روضه ات بودیم
چه سفره ای، چه طعامی ولی چه زود گذشت

حدیث غربت اربابمان که می آمد
هجوم سنگ به پیشانی اش فرود، گذشت

حکایت قمر هاشمی امید حرم
که می زدند به فرق سرش عمود، گذشت

و داستان غم انگیز شام و زخم زبان
به سمت قافله در موقع ورود، گذشت

عروج دخترکی گوشه ی خرابه ی درد
حدیث سیلی و آن صورت کبود گذشت

برات کرب و بلامان چه شد اباصالح؟
مگو که مجلسمان بی ریا نیود و گذشت
***عباس احمدی***


نویسنده سائل در پنج شنبه 89/11/14 | نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
<