ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ

حضرت معصومه(س) - تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی
سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

قالب وبلاگ

codebazan

تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی

درباره ما


پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی

نویسندگان

آمار بازدید وبلاگ

بازدید امروز :370
بازدید دیروز :1244
کل بازدید ها :5033886

در محضر قرآن

سوره قرآن

در محضر شهداء

وصیت شهدا

مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

مطالب اخیر

لینک دوستان

آرشیو مطالب

عاشورا

دانشنامه عاشورا

احادیث موضوعی

حدیث موضوعی
تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی

ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم
عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم
نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند
خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر

قدمت روی چشم بی بی جان
چه صفایی به خاک ما دادی

به گدایان وادی سلمان
با حضور خودت بها دادی
**
چند روز است در تکاپویم
تا که از جانب ات خبر برسد
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر

اومدی پاییزمون بهار بشه
دلای ما همه نو نوار بشه

اومدی تا با تو و برادرت
سفره ی موسوی برقرار بشه
**
توو صفات تو خدا رو میبینم
عمه ی کرب و بلا رو میبینم
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر

باز هم می‌شوم کبوترتان
دور این گنبد منوّرتان

من نمک‌گیر سفره‌ات شده‌ام
دست خالی نرفتم از درتان

مادر من کنیزتان بوده
پدرم نیز بوده نوکرتان
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر

 باده ازجام گهربار که باشدزیباست
می زدستان علمدارکه باشدزیباست

همه ی عمر هوادار غلامت بودی
بهر ما یار هوادارا که باشدزیباست

پر پرواز گشودیم ز حریمت به خدا
مقصد دل حرم یار که باشدزیباست
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در پنج شنبه 93/10/25 | نظر

دست مرا گرفت و به دست قلم گذاشت
حسی که باز پای مرا در حرم گذاشت

حسی که اشکوار به چشمم قدم گذاشت
تا ((اشفعی لنا))به لبم دم به دم گذاشت

پس از کنار حجره ی پروین که رد شدم...
بی اختیار شعر سرودن بلد شدم

ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 92/6/15 | نظر

دل من باز گرفته به حرم می آید
درد دلهاست که از چشم ترم می آید

باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک
لطف تو باز فقط در نظرم می آید

در همه زندگی از بی تو شدن می ترسم
که اگر دست نگیری به سرم می آید
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 92/6/15 | نظر

دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد
کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد
دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

به یاد مشهد و باب الجواد افتادم
سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 92/6/15 | نظر

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام، صبح من آغاز می شود
 
پر می کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود
 
قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود
  ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 92/6/15 | نظر

تا به معراج تقرب برسانند مرا
عقب قافله باید بکشانند مرا

وقف سرگرمی طفلان سر کوچه شدم
حرجی نیست که دیوانه بخوانند مرا

جای تسبیح می تازه زمین میریزد
سر سجاده اگر که بتکانند مرا
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 92/6/15 | نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
<